close
تبلیغات در اینترنت
صفحه اصلی
انـجـمـن
عضـویت
ورود کــاربران
تـمـاس بـا مـا

codes and tools for blog

تکست آلبوم از ماست که بر ماست
یکشنبه 06 اسفند 1396
صادق - شاخص: سر صبح منِ ِ خُل بازم دیدیم لب پل میگی بالایی یا میخوای بری ته گود میگم اینجا منو خدا داره میبینه میاد اَ رو دوشم باره غمو میگیره دونه اشکو اَ گونه هام میچینه میاد پیشم یه گوشه ای میشینه میبوسم بم میگه دوسم داره دوست داره خنده هامو ببینه دست مارو می گیره   دنیا باس اَ…
Kaqaz Record
سایت رسمی حصین و صادق (کاغذ)

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 122
  • کل نظرات : 723
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 30599
  • افراد آنلاین : 4
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 116
  • گوگل امروز : 8
  • آی پی امروز : 32
  • بازدید دیروز : 276
  • گوگل دیروز : 62
  • آی پی دیروز : 116
  • بازدید هفتگی : 2,836
  • بازدید ماهانه : 10,040
  • بازدید سالانه : 22,158
  • بازدید کل : 3,902,610
  • اطلاعات
  • امروز : یکشنبه 06 اسفند 1396
  • آی پی شما : 54.221.17.234
  • مرورگر شما :
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان وب سایت رسمی حصین و صادق ( کاغذ) وآدرس http://hosein-eblis.rzb.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تکست آلبوم از ماست که بر ماست
  • تعداد بازدید : 114
  • صادق - شاخص:

    سر صبح منِ ِ خُل
    بازم دیدیم لب پل
    میگی بالایی یا میخوای بری ته گود
    میگم اینجا منو خدا داره میبینه
    میاد اَ رو دوشم باره غمو میگیره
    دونه اشکو اَ گونه هام میچینه
    میاد پیشم یه گوشه ای میشینه
    میبوسم
    بم میگه دوسم داره
    دوست داره خنده هامو ببینه
    دست مارو می گیره
     
    دنیا باس اَ ما عبرت بگیره
    سخت پیش میاد که گریم بگیره
    همه میخوان بگن جهان بده
    دوست دارم سفید چشمم ببینه
    من دوست دارم برابر بودن ، برادر بودن از آهن بودن
    عاشق اونا که با خدا اَن
    اونا که از اول تا آخر بودن
    مشتی من از روزای سخت بودم
    نموندم هیچ وقت تو رویای مردودم
    برنده پرنده بودن برام
    چون آتش بس توی کلاغ پر بودم
    من روزو شب تو مست کردنم
    این توله ها میان رو سرگردنم
    دوست ندارم الکی پَرپَر زدن
    واس هر *هی به هر در زدن
    موندم پای ساختمونا
    در دربونا پاسبونا
    این پیکای پُر شده تا خرتتاق
    این جلفای گُم شده لا اسم داف
    پای همینا که منو دوست دارن
    اونقد عجیبم … دوست دارم
    همه اونا که با خدا اَن
    اما واس خودشون یه پا اوستا اَن
    وقتش رسیده آروم شن
    وحشیا از جنس بارون شن
    مشتیا صاحب قانون شن
    مثل من ِ باقی با اون شن
    دیگه دارم با جارو میام
    قانون میدم به قانونیا
    مهم نیس زمان رو حس نمیکنم
    مهم نیس واس چیزی حرص نمیخورم..
    بعضی وقتا که وقتی نداری
    حرفی واسه ی نفعی نداری
    انگار توی خواب ِ عمیقی
    خوشحالی چه حال ِ عجیبی
    اون موقع که خدا جاریه
    عمرت به این روزا باقیه
    نفست میاد
    نفست میره
    واسه تو هم همین یکی کافیه
    برف بارید آب شد
    سنگ بارید خاک شد
    اشک تابید برق شد
    رعش خوابید عرش شد
    تو زیبا از من چی دیدی
    تو فردایی یا کلیدی
    رو خاطراتی که هر شب کُشتت
    یا در رویا میمیری
    خوشکل بم چشمک نزن
    من متولد همین عشرت کدم
    باختت رو به پای قسمت نزن
    واس هر بردنی خشتک نکن
    پاک و سالم خالصانه
    راهو وا کن عاشقانه
    بسه هر چی جفتک زدیم
    ریسکم بکن
    عاقلانه..
    ستاره های شبو روشن کنید
    ما یه مشت چراغ از نوع الکلیم
    ما سکوت نسلو شکستیم
    ما دادِ قلب خود مردمیم..
    *********************

    بيداد - همین نزدیکی :
    در این تنهایی منزل به منزل
    اتاق روشن از نور تو خوب است
    تو نزدیکی و من دور از من اما
    همین نزدیکی دور تو خوب است
    همین نزدیکی دور تو خوب است..
     
    در این تنهایی سنگر به سنگر
    سنگر به سنگر..
    بمان و در کنار من خطر کن
    خطر کن..
    مرا پرواز تا پرواز پَر باش..
    مرا باران به باران تازه تر کن
    مرا باران به باران تازه تر کن
    ♫♫♫
    اگرچه شهره سرده مه گرفته
    نوای گرم همدردی ندارد
    تو دستم را بگیر و دل خوشم کن
    به فردایی که دل سردی ندارد…
    در این تنهایی سنگر به سنگر
    سنگر به سنگر
    بمان و در کنار من خطر کن
    خطر کن
    مرا پرواز تا پرواز پَر باش..
    مرا باران به باران تازه تر کن
    مرا باران به باران تازه تر کن
    **************

    جاستينا:
    هرکی منو یکبار دیده
    گفته چه سادست و بعد خندیده
    گفته که تیپش و لش مث که نیس
    ذاتم و دیده و بعد فهمیده
     
    یادت باشه صبرم اگه زیاد باشه ولی آخر سرش
    اگه یه وقت لبریز بشم هیکلتو میگیره آفت بعدش
    نگاه ، به ظاهرم نکن
    من لاشخور شدن عادتم نشد
    همه میخوان از پشت تک برن
    من زمین خوردم ولی هدفم پاشد
    اینجا میخوان منو نادیده بگیرن
    میخوان زنده بگور شم هر ثانیه بمیرم
    ولی من ، یه علامت دارم
    که هر جور شده همه واجب ِ ببینن
    کاش دنیا قده همه قدمای من بود و
    دغدغم قتل قفسای غم
    من یه زلزلم که زل نمیشه ازم زمین
    یه حرف که نمیشه هم به بقیم نگین
    نرین نشین و یه فتنه ی مریض و
    نری نگی یه حرفی که بعیده
    صد سال دیگم بگذرم همینه
    من میشم که دنیارو دریده
    صورت و سردو تو دارم و نبین
    اخمای پُر پیچ و تابمو نبین
    من ساکتم مغرور نیستم
    چشمای نافذ و سارمو نبین

    میشینی میبینی منو میگی
    چیزی میزی ندارم که جذبت کنم
    دیدی چیزی میگمو نمیگیری
    میگی اَه
    نمیتونم هضمش کنم
    حالا همه با ما بیشتر میپرن و توراه به ما پشت پا بیشتر میزنن
    ولی نمیدونن ببر زخمی شم
    بدتر میکنم و بیشتر میدرم
    صورت و سردو تو دارم و نبین
    اخمای پُر پیچ و تابمو نبین
    من ساکتم مغرور نیستم
    چشمای نافذ و سارمو نبین
    من ساکتم مغرور نیستم
    چشمای نافذ و سارمو نبین
    *****************
    ياس:
    وقتی که واسه خودت میکنی دودوتا چهار تا
    حساب کتاب بهت میگه حالا بدو با چهار پا
    میفهمی با چند تا ضرب و تقسیم
    باید جلو پول فرود بیای سر به تعظیم
    تو دیگه نمیشه بزاری رو این جمله سرپوش
    انگار ؛ پولو بستن ؛ به دمه خرگوش
    صبحه زوده ؛ دیروز ؛ که جمعه بوده
    بلند شدی ز جا و کلی حرفه مونده تو دل
     
    چشمِ نیمه بازه
    تو میگه دیگه حاضر شو که دیر
    رسید سپیده دیگه عازم شو
    هو
    تو
    خوب
    میدونی طول و عرضه
    زندگی یه چیزِه
    که اونم پولو ارزِ
    حرفه تلخیه ولی بدون به مولا راست میگم
    ببین آدما جلوی کیا دولا راست میشن
    چون که اون رئیسه و تو کارمندی
    مثله یه ماشینی که تو واسش یه باربندی
    ممکنه که دیگه حرفه دلت خونده نشه
    تو دوره ای که کسی نمیده خون به پشه
    باید سعی کنی که با یک نبوغ قشنگ
    حق تو یه جور بگیری از حقوق بشر
    بگو
    شریک مغزمونو فراری داد
    شریک غرق دود و مواده
    شریک هر کی نفت داره
    یک قدم به راس نردبونِ برات
    شریک وقتمونو نداشــت
    شریک سقفمونو نذاشــت
    شریک بذرمونو نکاشـت
    تردست ، شریک حقمونو نداد…
    گیجه گیجی
    تو به یک نقطه خیره میشی
    تو فکر اینکه آیا سره کارو میشه پیچید؟
    نــــــه…
    نباید بدی تو روزو از دست
    میدونم که کار سخته وقتی روح خستست
    ولی خوبــــــــــ…
    تو این وضعِ کیش میشی
    و تو این شطرنج اگه نجنبی کیش میشی
    خوب هرکی مایه داره باشه ؛ خوب تو کیش میشی
    چرا همش فقط منو تو دمه کیش میشیم؟
    ضعیفو پوچی
    ولی ضریبه هوشی
    میگه کمی بکوشی
    دیگه دمیده خورشید
    میره همین که جوشید
    شیرت…کمی بنوشی
    دیگه سریع بپوشی
    دیره..همین..به گوشی
    اینــه…
    خیابونه خشن پر از دود و شلوغو تنگ
    نگاهای بد به هم که یعنی شروعِ جنگ
    چند نفر میان میگن که اقا باشه ول کن
    اگه نه که ؛ با صورت میری تو باجه تلفن
    هه…
    کلی بدو بیراه بارت شد
    با اعصابه خورد سر کارت وارد شو
    اسم کاره
    و اسمشه که ژست داره
    فقط فکرت اینه نشی زیره قسط پاره
    کدوم کار؟
    کدوم مشتری ؟
    تو سر خوش به هیچی
    جز اینکه نخ لباستو دوره انگشت بپیچی
    اونیم که میاد تو میبینی باچشمه خیره
    گدا بود …یاخواسته ازت آدرس بگیره
    شریک مغزمونو فراری داد
    شریک غرق دود و مواده
    شریک هر کی نفت داره
    یک قدم به راس نردبونِ برات
    شریک وقتمونو نداشــت
    شریک سقفمونو نذاشــت
    شریک بذرمونو نکاشـت
    تردست ، شریک حقمونو نداد..
    کار تعطیل…خسته …بارو بندیل بسته
    انگار که توی دل کوه یه غار کندی
    کسرِ وقت ؛ نمیده به تو یه استراحت
    زندگی واست شده یه دوی یه استقامت
    خیلی دوست داری تا خونتون یه دربست بگیری
    گوله برسی خونه…بخوابی…در اصل بمیری
    شرایطش نیس …پس واسه چی واستادی؟
    خطی هارو بغل کن…
    آزادیـــــ…
    آزادیــــــــــــــــ…
    تو راه خونه ، با فکرِ مشغولو هزار استرس
    که نکنه فردا گاوت هشت قلو بزاد و…
    وقته رعدو برقه قلبه
    و جزرو مده منه و
    وضعِ من چه بده
    چون که قبضه برق اومده
    باید..
    قبض و پولتو با کش ببندی
    باهاش خدافظی کنیو بهش بخندی
    که اینه تنها راهه خنده تویه قشره غمگین
    و البته که یه دیوونه ای تو چشمه هرکی
    ****************
    تي دي:
    هنوزم وقتی
    پا میشم از خواب
    وقتی که می بینم
    نیستی و حرفات
    می یاد به یادم
    میره رو اعصابم
    بگو حالا که من نیستم
    کیه به جا من
     
    حس میشه جای خالیت
    تو همه صحنه ها
    بدجوری کردم عادت به دیدن خنده هاش
    نفهمید چقدر می خوامش دورمو خط کشید
    خیلی راحت
    رفت و پاشو پس کشید
    بعده من اون که جامو میگیره
    اونکه شب ها خوابتو می بینه
    سخته سخت
    می گذره تلخه تلخت
    این دفعه مثل
    قبل تنها و غمگین دلم
    نتونست قبول کنه رابطمونو
    ولی خیلی خوب قبول کرد جای من اونو
    اینم شاید تقصیره احساساته بینمونه
    یا شایدم تقصیره اقتضای سنمونه
    هر چقدرخوب میشدم
    رو به بدتر می رفت
    هر چقدر نزدیک تر
    حرف رفتن می زد
    ناراحت از این بابت
    ادامش از این ساعت
    میمونه پیش خودم
    خسته از خیره شدن..
    بعده من اون که جامو میگیره
    اونکه شب ها خوابتو می بینه
    سخته سخت
    می گذره تلخه تلخت
    این دفعه مثل
    قبل تنها و غمگین دلم
    *************
    شايع:
    این الکیا حالمو بد میکنن
    قد اینن که بامون تفریح کنن ...نه
    درست نی هرچی تو نقشست
    گاهی وقتا فلشُ چپ میکنن
    صورت چروک و پیر
    زندگیه که در گیر مرورشی
    هیشکی دیگه تو خونه نی
    همه یه گوشه ایم
    تو تنهایی بیرونُ از پنجره بو کشید آخر
    زد رو میز .. ری*دم به خوشیای مصنوعی
    شب بیداری تو عن دونیای شهر
    ایستگاه فکر دستشویی
    هر روز همینو یه حال معمولی باهام میای از رو مین تو شهر میچرخونی
    چقد خوبی چقد خوبی..
    این آشغالا گو*هشونم میخورن
    حتی نباشه یکم تو دید
    ...بیگرز...
    فرقی نمیکنه
    پس خوبه که بد باشم
    تو فکر سقف بالا سریو من فکر سرماشم
    از ما رفت تو این زندگی
    یه جوری تو میکنی انگار ته قصه ای..
    ...شایع...
    باختمت
    خودتو با پولای تو جیب کاپشنت
    هر جا نشستم بدنت بوی گاو نده
    قشنگه تو لباسمه همه اکازیونم
    بده اینا فهمیدم گو*ه خورا کی بودن
    همه چیو از کجا میدونن
    گو*ه با قاشقن اینا
    بابا شو ان اینا
    حال میکنن با گلابی بودن..
    کتاب رفت حساب اومد
    ته تش بخندی یه بار تو عکس
    هر روز بودویی پی کارخونت
    بری با یه کام تو لک
    زندگیت باز تو پک
    ماله تو چند؟
    چار نت بیشتر نیست چارچوبم
    بخورم، بخوابم، راه برم
    بقیه بهم جا بدن جا نباشه واسه من
    ...بیگرز...
    فرقی نمیکنه
    پس خوبه که بد باشم
    تو فکر سقف بالا سریو من فکر سرماشم
    از ما رفت تو این زندگی
    یه جوری تو میکنی انگار ته قصه ای
    ...شایع...
    نم پس ندی دریا خشکه
    نمیگذره فردا خوش
    سرماییارو سرما کشت
    بهتره بری چپ تند یه نمه
    لش کشید این بچه گل
    پسره همه چی در میاد دست
    منطقی موند کله شد
    مفت نبازی برگتو
    رنگ تو بچه شد
    اینکه قراره چی بشه کی بیاد کی بره
    آبتو میکشه
    رو بش بدی جای تو زیرشه
    هه
    قراره چی بشه
    ***********************
    بيگرز:
    تو نیستی یه غریبه
    فرشته ایی که رو زمینه
    خیلی سخته مثل سخره و
    لبخندی که از این قصه رفته
     
    نه نمیشه همه چی تاریک و
    فکر میکنی تویی مسیر باریک
    تنهام ولی نیستی هیچوقت و
    اون بالا یکی تو رو میبینه بی شک
    میدونم خیلی وقته
    که خنده از روی لبات رفته
    خبر دارم از دله سفیدی
    که پاک ولی سرد مثل برفه
    امیدو توی چشمات دیدم
    نگو دیگه دل بریدم
    از زندگی چون خدا هست
    که تو هر لحظه ایی ازش عشق و دیدم
    نه نمیشه ساده رد شد
    از لبای ساکت از بُهت
    خدا راهش از تو..
    نه دلم آروم نمیگیره
    وقتی که بارون و نمیبینه
    میباره بی کینه…
    اه
    ندیده نیستم ولی مثل تو رو کم دیدم
    منتظر عینه کهر*یزک
    داری میگی کاش خدا یکم بیشتر از
    چشم رنگیا به ما سر میزد
    ترسیدن که نیست تو مرامت
    ولی میدونم این آدم یه ریز تو غماشه
    انگار زندگی واسه ی نوشتن
    فردا و کند شده تیغ تراشش
    بالا سری خودش کار بلده مشتی
    یه ریزه خطا و کمی تو کارنامش نی
    این که بعضی وقتا دمری
    واسه بالا پایینشه تو هم باس کار بلد شی
    ولی نمیدونم تقصیر کیه
    اون که باس زندگی کنه تقدیرش اینه
    هنو حکمت کارتو نفهمیدم
    اگه قراره باشه که پاشه تردیدت چیه
    نه نمیشه ساده رد شد
    از لبای ساکت از بُهت
    خدا راهش از تو..
    نه دلم آروم نمیگیره
    وقتی که بارون و نمیبینه
    میباره بی کینه…
    ************
    بنيامين:
    لالایی دودُ
    بابایی تو چُرت
    سالا بی پولُ
    دارییش بود فحش
    که کوچولو میگرفت از طلب کارا به بابا نمیداد
    با خودش میگفت باباجونم از این فشارا نمیخواد
    هر دفه دست بابائه میرفت سقوط کنه ، بچه
    مینشست ببینه ایندفعه نوبت ِ کدوم گله فرشه
    که بسوزه با سیگار
    رو فرش و جای سوختگی
    نوستالژیای بچگی
    بود تریاک و آلودگی
    نوستالژیای بچگی
    دعوای خونوادگی
    نوستالژیای بچگی
    نوستالژیای بچگی ِ یه بچه ای که هیچی نفهمیده بود از بچگیش
    جز دیدن دوتا حالت خماری نئشه گی
    نئشه گی
    افسردگی
    دست بابایی شل یه سقوط دیگه رو گل
    یه سقوط دیگه رو گل
     
    همیشه انگار یه چیزیش هست..
    انگار یه چیزیش هست
    همیشه انگار یه چیزیش هست..
    کانون ِ گرم خونواده
    بارون ِ سرد تو نگاهش
    سرشتش
    به پوچی رسید
    بابا تو چُرته مامانی قهره آره
    واسه کوچولو حالا کی قهرمانه
    گناهش چیه که بدنیا اومده تو خونه ای که صورتا عین بُرج زهره ماره
    بُرج قبل اجاره
    بُرج بعد اجاره
    بابا ، خرید یه نسیه
    اسیره قسطه
    همیشه مثل مُرده سرده آره
    سرده آره
    آغوشُ نفهمید آغوشش
    بدترین آموزش
    پرورش تو محیط بی عشق عصبی آلوده
    دهنی که بوی سیگار میداد زیاد نبوسیدش
    دستی که بوی سیگار میداد نوازشش نکرد
    دنیارو رنگی میدید از تو خاکستری میشد
    حرفاشو قرینطینه کرد دم از شرایطش نزد
    روحش شد فرش زیر پاش پُر از سوختگی
    پُر از زخم بی حساب
    بزرگ شد اما آتیش گرفت کودک درونش
    موند یه مشت خاکستر از بچگی به جاش
    تو چشاش همیشه انگار یه چیزیش هست
    انگار یه چیزیش هست
    همیشه انگار یه چیزیش هست..
    انگار یه چیزیش
    همیشه انگار یه چیزیش هست..
    به تنهایی جایی که سر میزد زانوهاشه
    همیشه انگار یه چیزیش هست نه
    یه طرف ِ تاریک داره نمیشه ببینیش اصلا
    یه خلوت داره به عمق نداشته ها
    یه لبخند پُر از توهم نوازش ها
    داشته هاش رُشد نکرد
    خاکش خوب نبود
    یه ظرفم داره پُر از بذر نکاشته ها
    زخمی و رنجوره خیلی وقتام تلخه
    تلخی بامزه بودنو میفهمه
    روزاش ذوج خونه میمونه اکثرا فرده
    بیرونم باشه جریمش چند قلم درده
    اولاً سرده
    دوماً خنده ی آدما رو می بلعه
    شاد بودن یادش رفته
    اشک میده بیرون می گنده
    سوماً تنهایی روو تنهایی میچینه توو تنهای بعدش
    کمبود محبت داره انبوه اندوه انباره دلش
    سرکوب سرکوب ته مایه ی عشق
    همیشه انگار یه چیزیش هست..
    *****************
    نيموش:
    ما خیلی وقته که یادمون رفته
    کجاییمو قراره به کجا راهمون ختم شه
    ینی خیلی وقته که خودمونو گُم کردیم
    به خونواده خودیا و خدا پشت کردیم
    واسه جبران یسری چیزام دیگه فرصت نیست
    نه دیگه فرصت نی
    نگو که خوشبختی
    تویی که فقط توی زندگیت یاد گرفتی
    پولاتو خرج کنی تو دیسکو و داف تلپ شی
    یا واسه جام جهانی برسه پات برزیل
    تو خیال خودت باشی آدم با پرستیژ
    هنوزم درگیره ثبات خودتی
    درحال تخریب شعاع دورتی
    هنوزم اونوریا تروریست میگن بت
    ولی تو فقط داره غیرتت میگنده
    روز به روز بیشتر
    رفقات هنو رو صحنن
    ولی مثل قدیما دیگه روی مود نیستن
    قضیه چیه بگو قضیه چیه ها
    قضیه چیه بگو قضیه چیه داش
    قضیه چیه که تو انقد بدی بام
    من که دیگه زندگیم شد مثال ته سیگار
    ینی باس بجنبم چون وقت خیلی کمه
    زبونم مودرآورد با اینکه حرف نمیزنه
    جسمی که شده مثل گرگ درنده
    که ذره ذره روحو توی خلسه میدره
    یه چند وقته پُرم
    چه از نظر علم چه از نظر دل
    ینی تو طول هفته کلا
    لحظات خوشم شاید چند لحظه باشه فقط
    باقیشم سهم دغدغه هایی که واسه منن
    چون نخواستم بشم تسلیم اعمال زشتو
    نخواستم دلمو با افکار شیطان طاق بزنم
    واسه همینه که حتی توئم نمیخندی بام
    مغزم فرمونه ولی دور نمیزنی باش
    چرا ، چون بستی چشو تو روم
    رفتی سه سال سکوت
    کردی سقوط کردی بجا صعودو
    حالام تو کاخ افکارت خو غرق شدی و
    میخوای منو از چیزی که دارم ترد کنی نه
    نه هنوزم سهر بارم هست
    هنوزم واسه اینکه حرف بزنم استعدادم هست
    هنو به قلم و ورق و هدف و کلمه حس ِ کارم هست
    ولی شکوه هام دیگه شدن از اعتراض بدتر
    قضیه چیه بگو قضیه چیه ها
    قضیه چیه بگو قضیه چیه داش
    قضیه چیه که تو انقد بدی بام
    من که دیگه زندگیم شد مثال ته سیگار
    ینی باس بجنبم چون وقت خیلی کمه
    زبونم مو درآورد با اینکه حرف نمیزنه
    جسمی که شده مثل گُرگ ِ درنده
    که ذره ذره روحُ توی خلسه میدره
    *******************
    سزار:
    دیدن ِ من و تو یه حادثه بود
    که باعث شد بشیم وارد رابطه زود
    هر روز میسازی واسم خاطره خوب
    اراده میکنیمو میریم یه ساحل ِ دور
    من ، میبینم جاذبه تو
    چشات که روشنه مث تابشه نور
    نه نمیشه فاصله دور
    چشای هرچی حسوده صاف بشه کور

    بخند وقتی دستام باهاته
    میشن همه حرفات آرامش
    ببین من مال توئم
    وقتی میگی پرهام خودم
    وقتی دستام باهاته
    میشن همه حرفات آرامش
    درگیر حرفای توئم
    وقتی میگی پرهام خودم
    یه روز آفتابی زیر نور خورشید
    من دنبال توئم توئم دنبال خریداتی
    همیشه رو یه مودی با یه تیپ ِ خاصی
    عینه خودم بازیگوشی و ملاک منی وای
    نه میشه حرف زد
    نه میشه برگشت
    نه میتونم تورو نبینم اصلا
    الان موقعشه بهت بگم دختره
    پرهام تورو میخواد اینم یه مُدل روکمه
    اوو
    نکن دعوا دعوا تو با من
    اوو
    حتی دعواهاتم دوست دارم عزیزم
    بگو الان میخوام مال تو باشم
    همه مارو با هم دوست دارن
    همه چشا رو ماست
    وقتی تو با منی
    انگار نگا میکنن با یه حسادتی
    نصفه ی همیم میگن ردیفیم
    جلو آینه وایسیم ببین چقد ماها شبیهیم
    یه
    بخند وقتی دستام باهاته
    میشن همه حرفات آرامش
    ببین من مال توئم
    وقتی میگی پرهام خودم
    وقتی دستام باهاته
    میشن همه حرفات آرامش
    درگیر حرفای توئم
    وقتی میگی پرهام خودم
    نصفه ی همیم میگن ردیفیم
    جلو آینه وایسیم ببین چقد ماها شبیهیم
    چقد ماها شبیهیم
    چقد ماها شبیهیم..
    بخند وقتی دستام باهاته
    میشن همه حرفات آرامش
    ببین من مال توئم
    وقتی میگی پرهام خودم
    وقتی دستام باهاته
    میشن همه حرفات آرامش
    درگیر حرفای توئم
    وقتی میگی پرهام خودم

    ابزار هدایت به بالای صفحه

    فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر

    ابزار وبمستر

    پشتیبانی